الفيض الكاشاني
196
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً . « 38 » 4 - صداقت در عبادت آن است كه ستايش را نپسندند و نسبت به ستايشگر خشمگين شود ، زيرا مىداند كه مدح برايش فتنهاى است كمرشكن ، و به دين او زيان مىزند و نكوهشگر را دوست بدارد ، زيرا مىداند كه وى عيبهايش را به او هديه كرده و او را به كار مهمّش راهنمايى كرده و حسناتش را به او هديه داده است . پيامبر ( ص ) فرمود : « اصل تواضع اين است كه از ياد شدنت به نيكى و تقوا كراهت داشته باشى . » « 39 » در بعضى اخبار مطلبى روايت شده كه اگر صحيح باشد كمر امثال ما را مىشكند . روايت شده كه پيامبر ( ص ) فرمود : « واى بر روزهگير ، واى بر قيامت كننده به نماز واى بر صاحب لباس پشمينه مگر كسى كه . . پس عرض شد : مگر چه كسى ؟ حضرت فرمود : مگر كسى كه نفسش از دنيا پاك شود و ستايش را دشمن بدارد و نكوهش را برگزيند . » به راستى كه « 40 » اين كار دشوار است ، و امثال ما نهايت چيزى كه طمع داريم حالت دوّم است و آن پنهان داشتن شادمانى و كراهت در برابر نكوهشگر و ستايشگر و اظهار نكردن آن دو حالت در گفتار و كردار است . امّا حالت سوّم كه ميان ستايشگر و نكوهشگر فرقى نگذاريم در آن طمع نداريم ، و اگر از نفس خود نشانههاى حالت دوّم را مطالبه كنيم به آن وفا نمىكند ، زيرا ناگزيريم كه در گراميداشت ستايشگر و برآوردن حاجتهايش بشتابيم و در گراميداشت نكوهشگر و ستايش او و برآوردن حاجتهايش تأمّل كنيم و نمىتوانيم در كردار ظاهرى ميان آن دو يكسان رفتار كنيم ، چنان كه در باطن نمىتوانيم مساوات را رعايت كنيم . هر كس بتواند
--> ( 38 ) كهف / 103 - 104 : بگو آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين ( مردم ) كيانند . آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم ( و نابود ) شده با اين حال گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند . ( 39 ) عراقى گويد : براى اين حديث مأخذى نيافتم . ( 40 ) عراقى گويد : حديث را اين چنين نيافتهام ولى صاحب الفردوس از حديث انس آن را نقل كرده است ، « ويل لمن لبس الصّوف فخالف فعله قوله » ولى فرزند صاحب كتاب الفردوس در مسند الفردوس آن را روايت نكرده است .